کلبه عشق
در غم بی دوست در این میکده فریاد کشم دادرس نیست که در هجرش داد کشم
چشم هايم خسته است ، زبانم بند آمده ، واشك هايم ماننده آبشار سرازير شده زمان زودتر از هرروز ميگذرد، وتپش قلبم آهسته آهسته تراز هميشه ميزند احساسم درفراسوي 2ساله پيش رفته ،خداي من 2سال گذشت نیما و (المیرا) ،2سال است كه فقط با خاطره هاتون زندگي كرده ام ، دستانه هنرمندد دیگر از يادم رفته،حرف هاي پر غرورت از خاطرم پاك شده ، خطا هايم از ذهنم رفته و نصيحت هاي دوستانه ات هيچ چيز را در احساسم تداعي نمي كند. به پاييز سپرده ام كه به تمام درختانِ دنيا خبر بدهد كه امروز را برايتان بميرند، شماها تنها نيستيد ، ولی من تنهای تنهایم ... از زبان شیرینتان فقط همین را یاد گرفتم که بگم: Jiroum em kez تو بي وفا بودي ولي اونکه برات مي مرد منم
غمي سخت در سينه ام است 2سال از دوريت گذشته ودوست خامت پخته و پخته تر شده ، غصه هايم درقلبه كوچكم ماننده دريا شده ،ولي اسمه زیبایتان كه فقط برايم یه خاطره شده ، تو که خواستي محكم باشم به اندازه ي قطره هاي احساسه اقيانوس ...، به نبودنت عادت كرده ام ولي بازتو را با نصیحت ها و (المیرا) را با حرفهای پر غرورش ميخواهم ، بعضي شب ها در رويايم ميبينم من و تو و همسر ت،در کنار دریاچه هستیم تو جاده آشنایی هامون و ...... مادر وپدرت بي تو تنها شدند ، هر روز كه ميگذرد موهاي سفيدشون چهره شکسته شون مرا خوردتر ميكند ، هنوز رفتنت را باور نكردند ، ولي من چطور می توانم باور کنم .....
تا زنده ام دوست دارم اينه کلام آخرم.
| قالب وبلاگ :: :: میثم |
درباره سايت
منوی سايت
آرشيو سايت
پيوندهای سايت
طراح قالب
امكانات سايت