کلبه عشق
در غم دوست در این میکده فریاد کشم دادرس نیست که در هجرش داد کشم
کدامین هستیم؟ دکتر علي شريعتي انسانها را به چهار دسته تقسيم کرده است : شگفت انگيز ترين آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نميتوانيم حضورشان را دريابيم. اما وقتي که از پيش ما ميروند نرم نرم آهسته آهسته درک ميکنيم. باز ميشناسيم. مي فهميم که آنان چه بودند. چه مي گفتند و چه مي خواستند. ما هميشه عاشق اين آدمها هستيم . هزار حرف داريم برايشان. اما وقتي در برابرشان قرار ميگيريم قفل بر زبانمان ميزنند. اختيار از ما سلب ميشود. سکوت ميکنيم و غرقه در حضور آنان مست ميشويم و درست در زماني که ميروند يادمان مي آيد که چه حرفها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اينها در زندگي هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد آدم ها مثل كتاب ها هستند: بعضي از آدم ها ترجمه شده اند ، بعضي ها تفسير مي شوند . بعضي ها تجديد چاپ مي گردند ، بعضي ها هم فتوكپي آدم هاي ديگرند بعضي ها قيمت روي جلد دارند و عده اي با چند درصد تخفيف به فروش مي رسند . بعضي از اونها نمايشنامه اند و در چند پرده نوشته و اجرا مي شوند . بعضي فقط جدول سرگرمي و عده اي معلومات عمومي اند . بعضي آدم ها خط خوردگي دارند و بعضي ها هم غلط چاپي فراوان . از روي بعضي آدم ها بايد مشق نوشت و از روي عده اي جريمه.... ما از کدامین هستیم؟ اگر به شما گفتند فردا قرار است بمیرید چه کار میکردید؟ اگربه من گفتند که فردا فراراست زحمت را کم کنی اولین کار یکه میکردم خوشحال میشدم نمیدانم چرا؟ شاید هم اینطور نبود. دلم میخواست قبل از مردن میرفتم همه جاهایی که برای من خاطرات خوشی داشتند می دیدم .که جاهای زیادی هم نبود بعد چند تا کوزه گل میگرفتم ومیگفتم که انها را بالای سرمن بکارند بعد می رفتم پهلوی کسی که توی دنیا بیشتر از همه دوستش دارم. بله همانکسی که حاضرم به خاطرش دست به همه کاری بزنم بهش میگفتم حرف نزن فقط دلم میخواهد که سیر ببینمت هرچند که چند صباحی دیگر به من خواهی پیوست چون که می د انم اون دوری مرا تحمل نخواهد کرد.و شاید اینطور نباشد وهمه اش یک بازی باشد شاید با مردن من راحت شود ونفس راحتی بکشد اما مطمئنم یاد منن همه جا غذابش خواهد داد. اصلا نمیدانم این ها که مینویسم درست است یا غلط فقط می خوام یه چیزی گفته باشم ولی حس درونم است بعد به او خواهم گفت که درزندگی هیچ کس را مثل تو دوست نداشتم و نخواهم داشت هر چند موقعیت اجازه نمیداد ابراز کنم که من تورا دوست دارم ودر آخر به او میگفتم که دلم نمی خواهد برای من گریه کنی چون خوشحالم میروم وهم آغوشی تورابا یکی دیگر را نمیبینم .چون تحمل این از همه چیز سختر و عذاب آورتر است فکرکنم بعداز این حرفها اشک اگر به من اجازه نمیداد که حرف بزنم واز کسی که دوستش دارم جدا شوم برای همیشه آری برای همیشه ودر آخر میرفتم جایی که تنها و دور از همه تا خداوند متعال جانم را بگیرد هر چند که آرزو داشتم خدا جانم را درآغوش عشقم ازمن بگیرد اما لیاقتش را نداشتم. دوستان عزیز یه خواش دارم برای سلامتی یک عشق یه دوست دعا کنید اون تنها امید یک نفره همه کسش است عاجزانه ازتون میخوام براش دعا کنید به نیت سلامتی اش هر روز یکصد صلوات بفرستید .
1- آناني که وقتي هستند،هستند وقتي که نيستند هم نيستند
عمده آدمها. حضورشان مبتني به فيزيک است. تنها با لمس ابعاد جسماني آنهاست که قابل فهم ميشوند. بنابراين اينان تنها هويت جسمي دارند .
2- آناني که وقتي هستند نيستند وقتي که نيستند هم نيستند
مردگاني متحرک در جهان. خود فروختگاني که هويتشان را به ازاي چيزي فاني واگذاشتهاند. بي شخصيتاند و بي اعتبار. هرگز به چشم نميآيند. مرده و زندهاشان يکي است .
3- آناني که وقتي هستند هستند وقتي که نيستند هم هستند
آدمهاي معتبر و با شخصيت. کساني که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثيرشان را مي گذارند. کساني که هماره به خاطر ما ميمانند. دوستشان داريم و برايشان ارزش و احترام قائليم.
4- آناني که وقتي هستند نيستند وقتي که نيستند هستند
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


