تبليغاتX
کلبه عشق


کلبه عشق

در غم دوست در این میکده فریاد کشم دادرس نیست که در هجرش داد کشم

آنگاه که غرور کسی را له میکنی آنگاه کاخ

 

 آرزوهای کسی را را ویران می کنی

 

آنگاه که شمع امید کسی را خاموش

 

میکنی آنگاه که بنده ای را نادیده

می انگاری

 

آنگاه که حتی گوشیت را میبندی تا صدای

 

 خرد شدن غرورش را نشنوی

 

دستانت را به سوی کدام آسمان دراز

 

میکنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی

 

 به سوی کدام قبله نماز میگذاری که

 

دیگران نگزارده اند.

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 18:26 توسط میثم | |

استقامت مادر،كوه و محبت او دريا و بوي او نسيم بهشتي است.

***

بزرگترين فن زندگي استفاده از فرصت هاي بينظير است كه بر ما ميگذرد

***

آنجا كه حقيقت نباشد همه چيز پست و زشت و مبتذل است

***

هرگز حوصله را از دست ندهيد اين آخرين كليدي است كه در را خواهد گشود

***

اگر همه مردم ميدانستند كه هر يك در غياب هم چه ميگويند به طور قطع 4نفر دوست در دنيا باقي نميماند

***

دو كلمه ‹آري› و ‹نه› كه تلفظشان آسان است كلماتي هستند كه براي گفتن آنها انديشه و مطالعه فراوان لازم است

***

اگر نم توان با مار درآويخت ميتوان آن را به نواي ني محسور كرد

***

اگر باغباني هنر نبود احساسات لطيف مي پژمرد و اگر احساسات لطيف نبود آدمي از ببر و پلنگ مخوفتر و خونخوار تر ميگرديد

***

مادر با دستي گهواره كودك و با دستي ديگر دنيا راتكان مي دهد

***

گرسنه اي كه سيرش كرديد هرگز شما را نخواهد گزيد.فرق ميان سگ و پشه در همين يك نكته است

***

تا زماني كه ميتواني عشق بورز نگذار هيچ چيز ديگري تو را اندوهگين ساز

***

انسان نميتواند بدون رنج و عذاب خود را بسازد زيرا هم سنگ است و هم سنگ تراش

***

اشك هاي ديگران را مبدل به نگاههاي پر از شادي نمودن بهترين خشبختي هاست

***

انسان خود را نمي شناسد مگر در هنگام فقر و بد بختي

***

خنده بهترين اسلحه جنگ با زندگي است

***

مردم در يك چيز با هم مشتركند آنهم اينكه همه با هم فرق دارند

***

يادت باشه هر وقت به قله كوه رسيدي كوه نوردي تمام نشده به بازگشت بيانديش

***

وقتي برگ هاي پاييزي را زير پا له مي كني يادت بيار كه روزي به تو نفس هديه كرده بودند

***

ميدوني رو چند پايه ايستاده؟ 1-فراموش كردنه گذشته.2-غنيمت شمردن حال. 3-ساختن آينده

***

نه چندان نرمي كن كه بر تو دلير شوند و نه چندان درشتي كن كه از تو سير شوند

***

نه طوطي باش كه گفته ديگران را تكرار كني ، نه بلبل باش كه گفته خود را هدر دهي

***

وقتي با دوستانت دعوا مي كني تازه مي فهمي آنها چقدر از اسرارت باخبرند

***

مرگ از زندگي پرسيد چرامن تلخم و تو شيرين؟ زندگي گفت: چون من دروغم و تو حقيقت

***

غريبانه ترين لحظات چشمهايم رابه توميبخشم تابه يكرنگي من شك نكني

***

 

نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 13:59 توسط میثم | |


Design By : Night Skin