تبليغاتX
کلبه عشق


کلبه عشق

در غم دوست در این میکده فریاد کشم دادرس نیست که در هجرش داد کشم

سلام من يه قلب مدل 65، رنگ فابريک، بی سرنشين و با امکانات رفاهی براي هديه دارم کی اين هديه رو

 

 

ميخواد ؟ پی ام بده

خصوصی با ذکر مشخصات کامل وشماره تماس......

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 22:46 توسط میثم | |

شاید شاید تو مثل من باشی

شاید تو یک نفر باشی

شاید آن روز که زیر درخت حیاط نشستی دفتر خاطرات را گشودی و نوشتی

شاید آن روز به انتظار کسی بودی که نوشتی تنهام کسی آن سو تر می گفت من اینجام

شاید این نزدیکی ها دلها همه نزدیک باشند

شاید پشت همین دیوار تو باشی می نویسم...

 شاید ترنم احساس نوشته هایم در هوا عطرآگین شود شاید همین پرنده ی نشسته بر درخت روزی کنار تو نشسته بود و این آواز او خبریست از تو

شاید باد بوی عشق مرا سوی تو آورده باشد و تو عاشقانه از کسی می نویسی که چون من هرگز ندیده ای

شاید... من به این شاید امیدوارم پس می نویسم بیا تا شاید بیایی.

 

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 13:38 توسط میثم | |

کدامین هستیم؟

 

دکتر علي شريعتي انسانها را به چهار دسته تقسيم کرده است :

1-   آناني که وقتي هستند،هستند وقتي که نيستند هم نيستند  

عمده آدمها. حضورشان مبتني به فيزيک است. تنها با لمس ابعاد جسماني آنهاست که قابل فهم مي‌شوند. بنابراين اينان تنها هويت جسمي دارند .



2-   آناني که وقتي هستند نيستند وقتي که نيستند هم نيستند

مردگاني متحرک در جهان. خود فروختگاني که هويتشان را به ازاي چيزي فاني واگذاشته‌اند. بي شخصيت‌اند و بي اعتبار. هرگز به چشم نمي‌آيند. مرده و زنده‌اشان يکي است .



3-   آناني که وقتي هستند هستند وقتي که نيستند هم هستند 


آدمهاي معتبر و با شخصيت. کساني که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثيرشان را مي گذارند. کساني که هماره به خاطر ما مي‌مانند. دوستشان داريم و برايشان ارزش و احترام قائليم.



4- آناني که وقتي هستند نيستند وقتي که نيستند هستند   

 

شگفت انگيز ترين آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمي‌توانيم حضورشان را دريابيم. اما وقتي که از پيش ما ميروند نرم نرم آهسته آهسته درک مي‌کنيم. باز مي‌شناسيم. مي فهميم که آنان چه بودند. چه مي گفتند و چه مي خواستند. ما هميشه عاشق اين آدمها هستيم . هزار حرف داريم برايشان. اما وقتي در برابرشان قرار مي‌گيريم قفل بر زبانمان مي‌زنند. اختيار از ما سلب مي‌شود. سکوت مي‌کنيم و غرقه در حضور آنان مست مي‌شويم و درست در زماني که مي‌روند يادمان مي آيد که چه حرفها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اينها در زندگي هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد


 آدم ها مثل كتاب ها هستند: بعضي از آدم ها ترجمه شده اند ، بعضي ها تفسير مي شوند . بعضي ها تجديد چاپ مي گردند ، بعضي ها هم فتوكپي آدم هاي ديگرند بعضي ها قيمت روي جلد دارند و عده اي با چند درصد تخفيف به فروش مي رسند . بعضي از اونها نمايشنامه اند و در چند پرده نوشته و اجرا مي شوند . بعضي فقط جدول سرگرمي و عده اي معلومات عمومي اند . بعضي آدم ها خط خوردگي دارند و بعضي ها هم غلط چاپي فراوان . از روي بعضي آدم ها بايد مشق نوشت و از روي عده اي جريمه....

ما از کدامین هستیم؟

 

 

نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 6:21 توسط میثم | |


Design By : Night Skin