کلبه عشق
در غم دوست در این میکده فریاد کشم دادرس نیست که در هجرش داد کشم
اشک ضربان لحضه هاست لحضه های شاد و بیقرار لحظه های پر ز شوق مَهران لحضه های گریه های بی امان لحضه های صبر وتاریکی وفراق لحضه های رفتن یار و خزان لحظه های سوت وکور عاشقی لحظه های مرگبار زندگی لحظه های توامان با عشق تو عشق محبوبان فارغ از زمان ن کاظمپور)) قرار جز یاد تو دردلم قراری نبود ای دوست بجز تو غمگساری نبود دیوانه شدم زعقل بیزار شدم خواهان تورا بعقل کاری نبود ............................................................................ شیرین در محفل دوستان بجز یاد تو نیست آزاده نباشد آنکه آزاد نیست شیرین لب و شیرین خط وشیرین گفتار آن کیست که با این همه فرهاد تو نیست ............................................................................ فـال حـافـظ درآمد از در ، خندان لب و گشاده جبين ، كـنـار من بنشست و غـبـار غم بنشاند فشرد حافظ محبوب را به سينه خويش دلم به سينه فرو ريخت! « تا چه خواهي خواند! » به ناز ، چشم فرو بست و صفحهاي بگشود ، ز فرط شادي كوبيد و پاي و دست فشاند! مرا فشرد در آغوش و خندهاي زد و گفت : « رسيد مژده ، كه ايام غم نخواهد ماند! » هزار بوسه زدم بر ترانه استاد هزار بار بر آن روح پاك ، رحمت باد! دوست داشتم در این وادی سرد وخاموش هق هق گریه هایم را بشنوی،دوست داشتم در لحظاتی که همه برام هیچ شده بود دست تو آشیان دوباره زندگی من باشه. اینک بیا تا عقده های دلم را برایت خالی کنم،بیا تا شبهای زیبای مهتاب را در نگاه تو و پنجره های زیبا را در لبخند تو معنا کنم. آری بیا تا شبنم روی گلهای سرخ تو باشم. بیا تا تو را شاعرانه وصف کنم وقدمهای سبزت را در آسمان همیشه سپید زندگیم شاهد باشم. */*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/* اگه گفتم مال تو بوده وهستم چه دروغ؟؟؟؟ اگه گفتم همیشه در تو اسیرم چه دروغ؟؟؟؟ من همش با تو می مونم راست راست من آخرش در تو می میرم راست راست اي ستاره ها ای ستاره ها كه بر فراز آسمان با نگاه خود اشاره گر نشسته ايد ای ستاره ها كه از ورای ابرها بر جهان ما نظاره گر نشسته ايد آری اين منم كه در دل سكوت شب نامه های عاشقانه پاره می كنم ای ستاره ها اگر بمن مدد كنيد دامن از غمش پر از ستاره می كنم با دلی كه بوئی از وفا نبرده است جور بی كرانه و بهانه خوشتر است در كنار اين مصاحبان خودپسند ناز و عشوه هاي زيركانه خوشتر است ای ستاره ها چه شد كه در نگاه من ديگر آن نشاط و نغمه و ترانه مرد؟ ای ستاره ها چه شد كه بر لبان او آخر آن نوای گرم عاشقانه مرد؟ جام باده سرنگون و بسترم تهی سر نهاده ام بروی نامه های او سر نهاده ام كه در ميان اين سطور جستجو كنم نشانی از وفای او ای ستاره ها مگر شما هم آگهيد از دو روئی و جفاي ساكنان خاك كاينچنين بقلب آسمان نهان شديد ای ستاره ها، ستاره هاي خوب و پاك من كه پشت پا زدم به هر چه هست و نيست تا كه كام او ز عشق خود روا كنم لعنت خدا به من اگر بجز جفا زين سپس بعاشقان باوفا كنم ای ستاره ها كه همچو قطره هاي اشك سر بدامن سياه شب نهاده ايد ای ستاره ها كز آن جهان جاودان روزنی بسوي اين جهان گشاده ايد رفته است و مهرش از دلم نمي رود ای ستاره ها، چه شد كه او مرا نخواست؟ ای ستاره ها، ستاره ها، ستاره ها پس ديار عاشقان جاودان كجاست؟ دوست بداريد اي همه مردم ، درين جهان به چه كاريد ؟ عمـر گـرانمايه را چگونـه گـذرانيـد ؟ هرچه به عالم بود اگر به كف آريد هيـچ نـداريـد اگـر عـشـق نـداريـد واي شما ، دل به عشق اگر نسپاريد ، گر به ثريا رسيد هيچ نيرزيد ! عشق بورزيد ،دوست بداريد ! كــــوچــــه بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم شدم آن عاشق ديوانه كه بودم در نهانخانهء جانم گل ياد تو درخشيد باغ صد خاطره خنديد عطر صد خاطره پيچيد يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم ساعتي بر لب آن جوي نشستيم تو همه راز خهاب ريخته در چشم سياهت من همه محو تماشاي نگاهت آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشهء ماه فروريخته در آب شاخهها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا وگل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ يادم آمد تو به من گفتي: «از اين عشق حذر كن لحظهاي چند بر اين آب نظر كن آب ، آيينهء عشق گذران است تو كه امروز دلت با دگران است باش فردا كه دلت با دگران است تا فراموش كني ، چندي از اين شهر سفر كن» با تو گفتم حذر از عشق ندانم: «حذر از عشق؟ ندانم سفر از پيش از تو؟ هرگز نتوانم روز اوّل كه دل من به تمنّاي تو پر زد چون كبوتر لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدي، من نه رميدم ، نه گسستم باز گفتم كه: تو صيّادي و من آهوي دشتم تا به دام تو در افتم ، همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم سفر از پيش تو هرگز نتوانم...» اشكي از شاخه فروريخت مرغ شب ناله تلخي زد و بگريخت اشك در چشم تو لرزيد ماه بر عشق تو خنديد يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم پاي در دامن اندوه كشيدم نه گسستم نه رميدم رفت در ظلمت شب آن شب و شبهاي دگر هم نه گرفتي دگر از آن عاشق آزرده خبر هم نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم بي تو امّا به چه حالي من از آن كوچه گذشتم کوچه ی ما عشق را دزديده است اين خبردركوچه های شهر ما پيچيده است دوره گردی در خيابانها محبت می فروخت گوئيا او هم بساط خويش را برچيده است عاشقی ميگفت:نظر یادت نره . شاز دوست داشتن امشب از آسمان ديده تو روي شعرم ستاره مي بارد در سكوت سپيد كاغذها پنجه هايم جرقه مي كارد شعر ديوانه تب آلودم شرمگين از شيار خواهش ها پيكرش را دوباره مي سوزد عطش جاودان آتش ها آري, آغاز دوست داشتن است گر چه پايان راه ناپيداست من به پايان دگر نينديشم كه همين دوست داشتن زيباست از سياهي چرا حذر كردن شب پر از قطره هاي الماس است آنچه از شب بجاي مي ماند عطر سكر آور گل ياس است آه, بگذار گم شوم در تو كس نيابد ز من نشانه من روح سوزان آه مرطوبت بوزد بر تن ترانه من آه, بگذار زين دريچه باز خفته در پرنيان رؤياها با پر روشني سفر گيرم بگذرم از حصار دنياها داني از زندگي چه مي خواهم من تو باشم, تو, پاي تا سر تو زندگي گر هزارباره بود بار ديگر تو, بار ديگر تو آنچه در من نهفته دريائيست كي توان نهفتنم باشد با تو زين سهمگين توفاني كاش ياراي گفتنم باشد بسكه لبريزم از تو, مي خواهم بدوم در ميان صحراها سر بكوبم به سنگ كوهستان تن بكوبم به موج درياها بسكه لبريزم از تو, مي خواهم چون غباري ز خود فرو ريزم زير پاي تو سر نهم آرام به سبك سايه تو آويزم آري, آغاز دوست داشتن است گر چه پايان راه ناپيداست من به پايان دگر نينديشم كه همين دوست داشتن زيباست. ] زیباترین های عالم بسم الله نيـايـش زمــان زيباترين خــاك تربـت زيباترين بيـابان عـرفـات زيباترين حــرف حــق زيباترين ديــن اسـلام زيباترين جنــگ جنگ نفس زيباترين كلمــه محبـت زيباترين بـانـگ تكبــير زيباترين كــلام لااله الا الله زيباترين ابــزار قلــم زيباترين خـانـه كعبــه زيباترين ميعــاد معـــاد زيباترين زميــن كربــلا زيباترين پـارسـا حضرت علي(ع) زيباترين انـسان پيـامـبر(ص) زيباترين لحظـه پيروزي زيباترين استــاد امام صـادق(ع) زيباترين ستـون نماز زيباترين سـوره حمــد زيباترين زنـداني موسي بن جعفر(ع) زيباترين آواز اذان زيباترين عــمو حضرت ابوالفضل(ع) زيباترين شهــيد امام حسـين(ع) زيباترين مــادر حضرت فاطمه(س) زيباترين صابـر حضرت ايوب(ع) زيباترين غنــچه علـي اصـغر(ع) زيباترين منتقـم حضرت مهدي(ع) زيباترين مهـاجر هـاجـر زيباترين حـركت شهــادت زيباترين سخنگو حضرت زينب(س) زيباترين عمــل عبـادت زيباترين پرچمدار حضرت عباس(ع) زيباترين بنـّــا حضرت ابراهيم(ع) زيباترين قـرباني حضرت اسماعيل(ع) زيباترين بنّـــا اسماعيل(ع) زيباترين چشـمه زمــزم زيباترين پيـرمرد حبيب بن مظاهر زيباترين نـــدا فـطرت زيباترين كوشش في سبيل الله زيباترين نيــكي نيكي به پدرومادر زيباترين رحمت بـاران زيباترين دوسـت كــتاب زيباترين سنــگ حجرالاسود زيباترين عهــد وفــا زيباترين شــب قــدر زيباترين روز جمــعه ادب زيباترين آغـوش آغوش مادر زيباترين معلــم انبيــاء(ص) صلوات بر محمّد و آل محمّد
![]()
![]()
ادامه مطلب
زيباترين شـروع
زيباترين نـالــه
زيباترين سرمايه
زيباترين زيـنت
زيباترين شعار
| Design By : Night Skin |

