کلبه عشق
در غم دوست در این میکده فریاد کشم دادرس نیست که در هجرش داد کشم
1ـ يه روز تو اخبار به زنا ميگن شوهراتو نو بفرستيد براي كمك به بوسني زنا به شوهراشون ميگن بريد ولي قبول نميكنن براي همين زنها تصميم ميگيرن برن بر عليه شوهراشون تظاهرات كنند در تظاهرات ميگن: يا كه ميريد به بوسني يا شب جمعه كس نيست مردا ميگن: ما نميريم به بوسني به كيرمون كه كس نيست. 000000000000000000000000000000000000000 2ـ به يه نفر گفتن چه وقتي خيلي ضايع شدي گفت:يه روز دختر خالم بهم زنگ زد گفت: بيا خونه خاليه!! منم خوشحال شدم رفتم. در و كه باز كردم ديدم كسي نيست! دختر خالم گفت: من ميرم تو اتاق تو هم 5 دقيقه ديگه بيا تو!! منم 5 دقيقه بعد رفتم تو ديدم همه ميگن تولدتولد تولدت مبارك. بعد به طرف ميگن خب چه ربطي داشت! ميگه: آخه لخت رفته بودم تو. 00000000000000000000000000000000000000 3ـ سه نفر كل گذاشته بودن سر پستوناي زنشون!اولي ميگه:پستوناي زن من اندازه خربزهست دومي ميگه پستوناي زن من اندازه ي هندونست سومي ميگه با با اينا كه چيزي نيست من وقتي كرست زنم رو ميبرم خشك شويي يارو ميگه: چتر نجات قبول نميكنيم!!!! 000000000000000000000000000000000000000 4ـ تهرونيه خوابيده بوده كنار زنش، يهو هوس كار خير ميكنه و شروع ميكنه آروم آروم با پر و پاچة حاج خانوم ور رفتن. زنش پشتش رو ميكنه بهش، ميگه: رامين بيخود فكراي الكي نكن... فردا بايد برم دكتر زنان، اونجام بايد تميز باشه! تهرونيه ميخوره تو پرش، يكم واسه خودش چرت ميزنه، بعد يهو خوشحال بلند ميشه، به زنش ميگه: شقايق جون، فردا وقت دندونپزشكي كه نداري؟؟؟؟ 000000000000000000000000000000000000000 5ـ تركه داروخونه ميزنه، رو درش مينويسه: فروش نوار بهداشتي با نصب در محل. 000000000000000000000000000000000000000 6ـ تركه ميره دكتر ميگه: آقاي دكتر تخمم درد ميكنه، دكتر دست ميزنه ميگه: الان چه احساسي داري؟ ميگه: دكتر جون دوست دارم ادامه بده. 000000000000000000000000000000000000000 7ـ يه تركه ميره داروخونه ميگه آقا يزيد دارين! ميگه يزيد چيه؟!!ما يزيد نداريم.تركه ميگه هموني كه مي زارن سر اونجاشون ديگه!!!!!مرده ميگه با با اسمه اون که كاندومه با با!!تركه ميگه ايلده من نيميدونم هر چي جلوي آ ب و بگيره يزيد ديگه!! 0000000000000000000000000000000000000 8ـمزاحمه زنگ ميزنه خونة يه تركه، ميگه: ببخشيد گوشي دستتونه؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: خوب پس بيزحمت بكنيدش تو كونتون! تركه شاكي ميشه و قطع ميكنه. سه چهار ساعت بعد باز مزاحمه زنگ ميزنه همون خونه، ميگه: ببخشيد گوشي دستتونه؟ تركه مياد تيز بازي در بياره، ميگه: نه! مزاحمه با صداي متجب ميگه: اِااِ... يعني هنوز تو كونتونه؟ !!!! 0000000000000000000000000000000000000 9ـ يه معلمه رفته بوده دستشويي دانش آموزا، يهو يك گوز گوش خراش ازش در ميره! يه پسره تخس، تازه اومده بوده تو دستشويي، شروع ميكنه لگد زدن به در كه: آي كس كش مادر قحبه، تو كلاس چندمي؟! معلمه از ترس آبروريزي صداش در نمياد، ولي يارو ول كن نبوده و همينجور ميكوبيده به در و خوار مادر معلمه رو دور ه ميكرده! آخر معلمه، صداشو نازك ميكنه، ميگه: من كلاس دومم. شاگرده با لگد محكم ميكوبه به در، ميگه: گه خوردي مادر قحبه! گوزي كه تو دادي، از مال كلاس پنجمي ها هم گنده تر بود0 000000000000000000000000000000000000000 10ـ عبود و جاسم مغازه تخم مرغ فروشي باز ميكنن، رو تابلوش مينويسن: عبود ، جاسم، تخم مرغ .... محصولي از كون مرغ 000000000000000000000000000000000000 11ـ از تركه ميپرسن اسم زنت چيه؟ ميگه اسمش ميناس، من مين صداش ميكنم مردم نپرن روش!!! 0000000000000000000000000000000000000 12ـ يه مسيحيه با يه تركه قرار ميزارن زن همديگر رو بكنن! تركه به زنش ميگه: يارو كه اومد اتاق بهش بگو يا عيسي مسيح ! طرف پشيمون ميشه! زنه همين كار رو ميكنه و مسحيه پشيمون ميشه! از اون طرف مسيحيه به زنش ميگه هر وقت تركه اومد تو اتاق بهش بگو يا علي! طرف شرمنده ميشه نميكنه! تركه ميره تو اتاق زن مسيحيه زنه ميگه يا علي! تركه شلوارشو در مياره ميگه : علي يارت! لنگو بده بالا!!!!! 00000000000000000000000000000000000000 13ـ يارو با زنش قرار داشته كه هر وقت هواي سانفرانسيسكو كرده بودم، ميگم: ماشين لباسشويي رو رو روشن كن، لباس چرك دارم. يه روز مرده ميخواسته يه حالي بكنه، به بچشون ميگه برو به مامان بگو لباس چرك دارم. بچه ميره و بر ميگرده، ميگه مامان گفت: برو بگو فعلاً وقت ندارم. دوباره بعد از يك مدتي مرده به بچه ميگه برو بگو كلي لباس چرك دارم، اون ماشين لباس شويي رو روشن كن. بازم بچه مياد ميگه مامان گفت: باشه بعداً، فعلاً اصلاً وقت ندارم. بعد از يه مدتي، زنه به بچه ميگه: برو به بابات بگو اگه ميخواد لباساشو بياره، ماشين لباس شويي رو روشن كنم. بچه ميره و برميگرده، ميگه بابا گفت: نميخواد با دست شستم!! 000000000000000000000000000000000000000 14ـ تركه عروسي ميكنه، هفتة بعد دست خانوم رو ميگيره ميبره دكتر، ميگه: اقاي دكتر ما بچه دار نميشيم!! دكتره مي پرسه: چند وقته ازدواج كردين؟ تركه ميگه: يك هفته است!! دكتره شاكي ميشه، ميگه: داداش من، اين كُسه مايكرووِيو كه نيست!!! 00000000000000000000000000000000000000 15ـ قاضي به شاهد كه يه ترك بود ميگه: لطفا" بريد تو جايگاه شهود و كتاب انجيل رو بگيريد دستتون و قسم بخوريد كه راست ميگين. تركه ميره جايگاه شهود و انجيل رو ميگيره دستش و بلند ميگه: اين تو كون آدم دروغگو!!!!!!!! 000000000000000000000000000000000000000 16ـ مسؤل خوابگاه دخترا همه دخترا رو جمع ميكنه، ميگه: ديشب يه مرد اومده بوده تو خوابگاه. همه ميگن: واااي... يكي ميگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ميگه: اينطور كه فهميديم اين مرده رفته بوده تو اتاق يكي از دخترا. همه ميگن: واااااي... يكي ميگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ميگه: تازه، يه كاپوت هم پيدا شده. باز همه ميگن: وااااااي... يكي ميگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ادامه ميده: ولي گويا اون كاپوت سوراخ بوده. همه ميگن: هه هه هه... يكي ميگه: واااااي 000000000000000000000000000000000000000 17ـ تركه با خانومش ميره پيش دكتر. ميگه: آقاي دكتر من يه مشكلي دارم، روم نميشه بگم. دكتره ميگه: عزيزم بگو، مسئله اي نيست. تركه ميگه: آقاي دكتر من بلد نيستم با خانمم ازون روابط برقرار كنم! دكتره ميگه: بابا اين كه كاري نداره، خوب خانوم ميخوابند زير، شما ميخوابي رو، بعد هم شما آالت تناسليت رو ميكني تو آلت تناسلي خانوم. تركه ميگه: آقاي دكتر من اين چيزا رو نميفهمم. اگه ميشه شما يه بار اينكارو انجام بديد، من ببينم ياد بگيرم. دكتره ميگه: باشه و زنه رو ميخوابونه رو تخت، لباساش رو در مياره، تا دسته ميكنه. كارش كه تموم ميشه، تركه ميگه: آقاي دكتر اگه ميشه بگذاريد منم يه بار امتحان كنم ببينيد خوب ياد گرفتم يا نه. خلاصه تركه هم ميفته رو زنه واساساً ترتيبشو ميده. قضيه ميگذره، تا بعد از يكي دوهفته، باز دكتره ميبينه تركه و زنش اومدن تو مطب. ميپرسه: دوباره مشكلي پيش اومده؟ تركه ميگه: والله آقاي دكتر، ميبخشيد، بنده شرمندم. من اونكاري كه شما اون سري يادم داديد رو يادم رفته! اگه ميشه يك بار ديگه نشونم بديد. باز دكتره يك دست اساسي ترتيب زنه رو ميده و بعدش دوباره تركه امتحان ميكنه ببينه ياد گرفته يا نه! خلاصه اين قضيه چند هفته پشت سر هم تكرار ميشه. يك روز دكتره و رفيقش داشتن از خيابون رد ميشدن كه تركه ودوستش رو اون طرف خيابون ميبينن. دكتره به رفيقش ميگه: اون يارو رو ميبيني؟ ازون تركاي خره! هر هفته زنشو مياره مطب ما مي كنيم! تركه هم به دوستش ميگه: اون يارو دكتره رو ميبيني؟ خيلي پخمست! هروقت خانوم بلند مي كنيم مكان نداريم، مي بريم مطب اين مي كنيم 000000000000000000000000000000000000000 18ـ زنه ميره پرنده فروشي، ميگه: من يك طوطي باهوش ميخوام. يارو ميبردش جلوي يك قفس، ميگه: خانم اين باهوش ترين طوطيه كه من تاحالا ديديم. زنه به طوطيه ميگه: سلام طوطي. طوطيه ميگه: سلام خانم! زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با يه آقايي بيام خونه، تو چي ميگي؟! طوطيه ميگه: ميگم سلام جنده خانم!! زنه بهش بر ميخوره و ميگه: واه! چه طوطيه بي ادبي! من اينو نميخوام! يارو فروشندهه ميگه: خانم شما اصلاً ناراحت نباشين. من دو هفته باهاش كار ميكنم، اخلاقش درست ميشه. خلاصه زنه دو هفته بعد مياد، به طوطيه ميگه: سلام طوطي. طوطيه ميگه: سلام خانم. زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با يه آقايي بيام خونه تو چي ميگي؟! ميگه: ميگم سلا م خانم. خوش اومدين آقا! زنه ميگه: اگه با دو تا آقا بيام چي؟! طوطيه ميگه: سلام خانم، خوش آمدين آقايون! زنه ميگه: اگه با سه تا آقا بيام چي؟! باز طوطي همونو ميگه. خلاصه همينجور تعداد آقايون زياد ميشه تا ميرسن به شيش تا آقا. يهو طوطيه شاكي ميشه، برميگرده به فروشنده ميگه: ببين محمود آقا! نگفتم خانم جندست!!! 00000000000000000000000000000000000000 19ـ رشتيه يك پول قلنبه مياد دستش، تصميم ميگيره يك كاسبي اساسي راه بندازه. خلاصه ميره سي مليون تومن شورت زنونه ميخره، بار تريلي ميكنه ميبره تهرون، شروع ميكنه فروختن، و بعد يك مدت كارش اساسي ميگيره. بعد از دو سه ماه، زنگ ميزنه به زنش ميگه: خانم جان، پاشو بيا اينجا ببين من با اينهمه شورت چه غوغايي كردم! زنش ميگه: هنر كردي! تو پاشو بيا اينجا ببين من اينجا بدون شورت چه غوفايي كردم!!! 000000000000000000000000000000000000000 20ـ يه تركه مغازه سوتين فروشي زد بعد از مدت كمي مغازش رو تعطيل كردند ؟ روي شيشه مغازش زده بود : " با نصب رايگان!!! 000000000000000000000000000000000000000 21ـ يه روز يه زنه صداش نازك بوده ميره دكتر واز دكتره دوائي مي خواد تا صداش كلفت بشه دكتره يه نسخه نوشت وبه زنه گفت:خانم اين دارو يه كم عوارض جانبي داره.زنه گفت:اشكالي نداره بعد از يه ماه زنه ميره پيش دكتره وگفت: آقاي دكتر صدايم كلفت شد.خيلي ممنون. دكتر گفت دارو هيچ عوارضي نداشت؟ زنه گفت: بله آقاي دكتر.كمي سينه ام مو درآورده.كه اونهم به تخمم. 000000000000000000000000000000000000000 22ـ يك روز يه سرهنگه مي رود ماموريت . يك زن خوشگل داشته و مجبور بوده زنشا در پادگان بگذارد زيرتختخواب زنه يك سطل دوغ مگذاردودر آلت زنه يك عددتيع! وميرود و قتي بر ميگردد ميبيند كه روي دوغ كره است !فردا صبح همه سربازها به صف ميكند وتمام آلت سربازها راميبيند سر همه آلتها بريده شده به جز يكي !بعد سرهنگه از سربازه مي پرسد تو چه كار كردي كه سرش سالمه؟سربازه ميگوييد:من ليشوش زدم!!!!! 000000000000000000000000000000000000000 23ـ يك روز يه لره مي خواهد زن بگيرد به ننش مي گد ننه براي من زن بگير بعد ننش مي گويدخصوصيات زنت را بگو تا برم برود خواستگاري لره ميگويد زنم مثل امرسان باشد بعد ننش مگويد يعني چه :لره مي گويديعني زيبا ،جادار ،مطمين باشد0 000000000000000000000000000000000000000 24- يك روز يه طوطيه مريض مي شدصاحبش مي بردش دكتر بعد دكتر دماسنج را مي كند تو كون طوطيه تا ببين چقدر درجه حرارت بدن طوطيه، بعد طوطيه از دكتر اين چيچي بود دكتر ميگوييد :درجه جانم و طوطيه مي رود در مغازه صاحبش يه سرهنگه از آنجا رد مي شود بعد طوطيه مي گويد جناب سرهنگ اين چيچيه روي شانتان است ،سرهنگه مي گويد :درجه است. بعد طوطيه مي گوييد بكون تو كونت اين قدر حال مي آيي !!! 25- فرق بين دختر وكامپيوتردر چيست؟ كامپيوتر يك سخت افزاركه يك نرم افزاز واردش مي كنند. اماّ دختر يك نرم افزار كه يك سخت افزار واردش مي كنند. 000000000000000000000000000000000000000 26-يك روز يه تركه مي رود داروخانه و به داروخانه چي مي گويد يه كاندم سياه بده! داروخانه چي مي پرسد براي چي سياه تركه مي گويد: دوستم فوت كرده مي خواهم بروم به زنش تسليت بگم!!!! 000000000000000000000000000000000000000 27- ته تركه مي رود تو توالت زنانه بعد مردم بهش مي گويند : اين دستشويي مخصوص خانم هاست ،و مي برندش پيش قاضي ،و قاضي مي گوييد چرا رفتي در دستشويي زنانه ،تركه مي گوييد :تتقصير من چه رو دروش نوشته بود زنــا نـه !!!!!!! 000000000000000000000000000000000000 28ـ قزوينيه زن ميگيره، شب اول كلی مرام ميگذاره و تريپ «لاو»(!) خانوم رو ميبره بالاپشتبون و از همون درِ جلو مشغول ميشه. زنه هم كلی حال كرده بوده، هی ميگفته: چه ماه زيبايی، عجب ستارههايی..! قزوينيه ميگه: بالام جان خوب ستارهها رو نگاه كن كه از فردا شب بايد گلهای قالی رو بشمری! 000000000000000000000000000000000000000 29ـ تركه اومده بوده تهران كه از رفيقش خانوم بلند كردن ياد بگيره، خلاصه با رفيقش ماشين رو برميدارن و مشغول ميشن. هنوز ده دقيقه چرخ نزده بودن، كه يك دختره رو سوار ميكنن، رفيقش از دختره ميپرسه: جيگر لب ميدي؟! دختره ميگه: نه! رفيقشم ميگه: پس پياده شو، وقت مارو نگير!! دختره رو پياده ميكنن، يكم ميرن جلوتر و يكي ديگه رو سوار ميكنن و اين يكي از قضا نه تنها لب كه خيلي چيزهاي ديگه هم ميداده!! خلاصه اونشب رو يك حال اساسي ميكنند و فرداش هم تركه از رفيقش تشكر ميكنه و برميگرده ديار خودش كه آموختههاشو به كار ببنده! از بخت بلند همون شب اول، يك شاه كس اساسي ميخوره به تورش، همين كه طرف سوار ميشه، تركه ميپرسه: جيگر لب ميدي؟! دختره ميگه: آره جيگر! تركه يكم طرفو نگاه ميكنه، باز ميپرسه: نه مرگ من يك لب ميدي؟! زنه ميگه: آره خوب... تركه يكم فكر ميكنه، ميگه: پس من پياده ميشم! 000000000000000000000000000000000000000 30ـ رشتيه با رفيقش رفته بودن خريد، ميبينن دم در يك فروشگاه بزرگ نوشته: سكس مجاني و جوايز نفيس (با خريد بيش از دههزار تومن كالا). خلاصه كلی حال ميكنند و ميرن تو اونقدر آت و آشغال ميخرن تا آخر دههزارتومن رو رديف ميكنن، بعد خوشحال و خندان ميان دم صندوق حساب ميكنند و ميگن: خوب اين سكس مجاني ما چي شدي صاحب مغازه ميگه، شما يك عدد بين يك تا ده انتخاب كنيد.. رشتيه ميگه: هفت. مرده ميگه: متاسفانه عدد امروز واسه سكس مجاني هشته، جاييزه عدد هفت يك قندكه! خلاصه رشتيه قندكشو ميگيره و با حالِ گرفته مياد بيرون، رفيقش بهش ميگه: فكر كنم اين جريان سكس مجاني خالي بندیي باشه. رشتيه ميگه: نه بابا من و تو شانس … نداريم خانوم من تاحالا سه بار برنده شده! 00000000000000000000000000000000000000 31ـ پسر رشتيه مياد خونه، ميبينه مامانش لخت خوابيده رو تخت و داره خودشو ميمالونه، هي ميگه: آاااه... من يك مرد ميخوام.. آااه.. يك مــــرد ميخوام! پسره چيزي نميگيه، ميره دنيال كار و زندگيش. سه چهار روز بعد دوباره وقتي از مدرسه مياد خونه، ميبينه باز مامانش لخت خوابيده رو تخت و همون جريان مالش و من يك مرد ميخوام بر قراره. باز پسره چيزي نميگه و ميره پي بازيش. سه چهار روز بعد مياد خونه، ميبينه اين بار مامانش لخت خوابيده رو تخت و يك مردك سبيل كلفت هم خوابيده روش! پسره تا اينو ميبينه، جنگي ميدوه ميره تو اتاقش، لباساشو در مياره، لخت ميخوابه رو تخت، شروع ميكنه مالوندن خودش و ميگه: آاااه.. من يك دوچرخه ميخوام! 000000000000000000000000000000000000000 32ـ از طرف ادارة آمار رفته بودن خونة رشتيه، رشتيه درو باز ميكنه، يارو ميپرسه: شما چند نفرين؟ رشتيه ميگه: شما چند نفرين؟! 00000000000000000000000000000000000000 33ـ چند تا زنِ رشتي داشتن باهم اختلاط ميكردن، يكيشون ميگه: شنيدين تو تهران يك خفاش شب پيدا شده، زناي مردم رو ميدزده ميبره ترتيبشون رو ميده؟ يكي يگه ميگه: اَووو! هرچي امكاناته مالِ شهراي بزرگه! 000000000000000000000000000000000000000 34ـ معلمي به شاگردانش گفت يه عجيبترين حكايتي را يه ميدانيد انشا بنويسيد. يكي از شاگردان نوشت: گون مادرم. معلم تعجب كرد و از شاگرد پرسيد: اين چيه كه نوشتي؟ شاگرد گفت: آخه آقا بابام هر شب دو تا ميزنه در كون مادرم و ميگه: عجب حكايتي است. 000000000000000000000000000000000000000 35ـ يه روز حسني به خانم معلمش ميگه: خانم اجازه ميدين دست به سينه هاتون بزنم؟ خانم معلم ميگه: اي حسني بيتربيت، اين چه كاريه؟ حسني ميگه: خانم 10 هزارتومان بهتون ميدم. خانوم ميگه: خوب بيا ولي به كسي نگي. چند دقيقه بعد حسني ميگه: خانون اجازه ميدين دست به پشتتون بزنم؟ خانم معلم ميگه: حسسني رو بهت دادم، رودار شدي؟ حسني ميگه: خانم 5 هزارتومان بهتون ميدم. خانم ميگه: بيا ولي به هيچكس نگي. چند دقيقه بعد حسني ميگه: خانون اجازه ميدين دست به كستون بزنم. خانم ميگه: اي حسني... ديگه خيليرودار شدي. حسني ميگه: خانم 5هزار تومان ديگه بهتون ميدم. خانم ميگه: ديگه آخرين باره. چند دقيقه بعد حسني ميگه: خانم اجازه ميدين بكنمتون؟ خانم معلم ميگه: اي حسني بد! حالا چقدر پول ميدي؟ حسني ميگه: خانوم 25 هزارتومان. خانوم ميگه: خوب بيا ولیي به هيچكس نبايد بگي و .... خانوم معلم با خوشحالي ميره پيش خانوم مدير و ميگه: خانم مدير حقوق اين ماه من رو بدين و يك مرخصي يك ماهه هم ميخوام. خانم مدير ميگه: مگه ندادم دست حسني كه بهتون بده! 000000000000000000000000000000000000000 36ـ يك روز يه مرده داشته آمار زنهاي پريودي رو ميگرفته. در يه خونه رو ميزنه. يه مرده در رو باز ميكنه. ميگه: آقا ببخشيد خانون شما پريود ميشه؟ مرده دهنشو پاك مي كنه و ميگه: مگه معلومه؟ 0000000000000000000000000000000000000 37ـ زن يزديه داشته ميرفته بيرون، يزديه ميگه: خانوم كجا ميري؟ زنه ميگه: دارم ميرم صدقه بدم. يزديه ميگه: لازم نكرده، بيا اينجا يه دقه بده! 000000000000000000000000000000000000 38ـ بچه تخسه ميره پيش معلمش، ميگه: خانوم ميشه شما زن من بشيد؟! معلمه ميگه: برو بشين سر جات، من الان حوصله بچه مچه ندارم. پسره ميگه: آره منم حوصله بچه ندارم اما اشكال نداره، جلوگيري ميكنيم! 0000000000000000000000000000000000000 39ـ به مرغه ميگن به جون بچهت قسم بخور، ميگه: به تخمم! 40ـ رشتيه مياد خونه ميبينه زنش لخت خوابيده رو تخت، خلاصه طبق معمولِ جكهاي رشتی(!) داد و بيداد ميكنه كه خانوم چرا لختي و اين چه وضعيه و الخ خانومش هم طبق معمول(!!) ميگه آخه هوا گرم بود! رشتيه هم قانع ميشه، ميگه:باشه خانم حالا حداقل برو يك ليوان آب واسه من بيار، اينقدر داد زدم گلوم گرفت. زنه ميره ليوان آب رو مياره، رشتيه آب رو ميخوره، ميگه: سلام بر حسين. يك نفر از زير تخت ميگه: سلام از ماست اصغر آقا! 00000000000000000000000000000000000000 41ـ ملاي يك محلهاي يك جور مرض مغزي ميگيره، اعداد و ارقام رو خوب يادش نميمونده و نتيجتاً هي بالاي منبر سوتياي ناجور ميداده. خلاصه آخر ريش سفيداي محل جمع ميشن و تصميم ميگيرن كه از سري بعد يك نخ به تخم اين بنده خدا ببندن كه هرجا سوتي داد اين نخه رو يكم بكشن تا حواسش جمع شه. خلاصه جمعة بعد جناب ملا ميره بالاي منبر و شروع ميكنه به روضة پر سوزوگدازي گفتن و ميرسه به اينجا كه امام حسين با 72 تن از يارانش رفت به سوي صحراي كربلا. ازبخت بد همون موقع دو تا بچه داشتن پاي منبر گرگم به هوا بازي ميكردن، پاي يكيشون گير ميكنه به نخ و تخم حاج آقا كشيده ميشه. حاج آقاي بنده خدا هم زود حرفشو تصحيح ميكنه، ميگه: ببخشيد، 720 تن از ياران... باز هم از بخت بد پاي بچه دوم هم گير ميكنه به نخ. حاجي باز زود حرفشو تصحيح ميكنه: ميگه: عذر ميخوام، 7200 تن از ياران... ريش سفيدایي محل ميبينن گند قضيه داره پاك در مياد، ميخوان يجور به حاج آقا حالي كنن كه ديگه ازين خراب ترش نكنه، نخ رو ميگرن هي پشت سر هم ميكشن. حاج آقا قاط ميزنه، ميگه: ببينيد مردم! يا 72 تن بودن، يا 720 تن بودن، يا 7200 تن،من نمي دانم ، فقط مي دانم، اينكه نخ افتاده دست يك آدم خواركسده! 42ـ تو قزوين دلار دو جور قيمت داره: يكي دلار 800 توماني است كه دست مردمه و ديگري دلار 7 توماني كه افتاده روي زمين! 000000000000000000000000000000000000000 43ـ يگان ويژه دنبال ارمنيه ميكنه، ارمنيه پاپيون ميكنه، هي بدو اينور - بدو اونور، آخر ميره ميشينه رو يك تيكه تاپاله گاو. بعد يك مدت، افسره ميرسه بهش، ميپرسه: مردك داری اينجا چه غلطي ميكني؟! ارمنيه ميگه: جناب سروان دارم ميرينم! افسره يك نگاه ميندازه، ميگه: مادر جنده اين كه تاپاله گاوه! ارمنيه شاكي ميشه، ميگه: مگه تو گذاشتي مثل آدم برينم؟! 000000000000000000000000000000000000000 44ـ به تركه ميگن: نظرت در باره كير چيه؟ ميگه: والله نميدونم، بايد بشينم روش فكر كنم0 000000000000000000000000000000000000000 000000000000000000000000000000000000000 46ـ يك روز يه معلمه از دانش آموزان مي پرسد چه چيزي را مي شود خورد ؟هر دانش آموز يه چيز مي گوييد :يكي مي گوييد نان ،ديگري مي گوييد برنج تا ميرسد به يكي از دانش آموزان و مي گوييد : لامپ ! معلمه تعجب مي كنند و مي پرسد چه طوري ممكنه ؟ دانش آموزه مي گوييد من نمي دانم فقط مي دونم كه هر وقت ما مي خوابيم بابا به مامنم مي گوييد:لامپ را خاموش كن و بخورش !!!!!!!! 000000000000000000000000000000000000000 47ـ اين تفاوت ها را بخاطر بسپاريد! تفاوت سينه دختر با پيرزن؟ سينه دختر وسطيش صاف سينه پيرزن وسطيش ناف چرا سينه چپ دختران بزرگتر از سينه راستيشونه ؟ بخاطر اينكه پسرا بيشتر دست راست هستند. تفاوت صابون با سينه ؟ سينه هر چه بمالي بزرگتر ميشه صابون هر چي بمالي كوچكتر مي شه تفاوت دختر با جوجه ؟ دختر را اول مي خورند بعد مي زنند سر سيخ جوجه را اول مي زنند سر سيخ بعد مي خورند اون چيه كه بابا مي ماله بچه مي ه خوره؟ كره اصلس طلايي تفاوت پيرزن با هواپيما؟ هواپيما از سر بلند مي شه پيرزن از كون 000000000000000000000000000000000000000 48ـ شباهت موش و مرد : هر دو دنبال سوراخ ميگردند! شباهت شورت وماه : هر دو شب ها بيرون مي آيند! 000000000000000000000000000000000000000 49ـ به زن رشتي ميگند: تو موقع سكس با شوهرت حرف مي زني ؟ ميگه : اگر تلفن بز نه! آره 000000000000000000000000000000000000000 50ـ آلماني: ما يك هلي كوپتر داريم 5000 پا هوا مي ره آمريكايي : ما يك هواپيما داريم 10000پا هوا مي ره ايراني : ما يك شب جمعه داريم 100000000پا هوا مي ره!!!! 51ـ تركه شورت خارجي مي پوشه بهش ميگند: چه احساسي داري؟ ميگه احساس ميكنم كونم تو غربت!!! 000000000000000000000000000000000000000 52ـ تركه آبيش نمي آيد : جلو كيريش پياز خرد مي كنه!! 000000000000000000000000000000000000000 53ـ به يك رشتي ميگند: با چه سهميه اي وارد دانشگاه شدي؟ ميگه: من افتخار دارم فرزند سه تا شهيدم! 00000000000000000000000000000000000000 54ـ خانم معلمه: از دانش آموزش مي پرسه؟ كردم كردي كرد كرديم كرديد كردند از چه صيغه اي است؟ پسره فكر مي كنه ميگه : صيغه جنده !!!!! 00000000000000000000000000000000000000 55ـ دليل پيشرفت آمريكايي ها نسبت به ايراني ها؟ آمريكايي ها كيرشون تو كس فكريشون تو كار!! ايراني ها فكريشون تو كس كيرشون تو كار!!! 000000000000000000000000000000000000000 56ـ يك بار يك دختره از معلمش مي پرسه: چرا چشم هاي گاوهميشه خماره؟ معلمه مي گه: اگر پستون هاي تو هم روزي سه ساعت ميماليدند چشم هاي شما هم خمار مي شد!! 000000000000000000000000000000000000000 57ـ آخونده بالاي منبر مي گه: اگر ازحسين بگم دلتون مي سوزه اگر از زهرا بگم جيگرتون مي سوزه. ميخوام امشب يك چيز بگم كونتون بسوزه! خواهرا برادرا امشب هيات شام نمي دهد!!! 58ـ تركه مي ره جلو حرم امام رضا: ميگه : يا امام علي فداي لبان تشنه ات قربون دست بريده ات پس كي ظهور مي كني خسته شدم پس كه اُمدم قم !!! 000000000000000000000000000000000000000 59ـ يكبار به تركه ميگند: حديثي از يك امام بگو: ميگه: دُدي دَدَ دو بهش ميگند اين حديث بود؟ ميگه : بله ميگند از كي : ميگه از حضرت علي اصغر!!! 000000000000000000000000000000000000000 60ـ يك بار يك خانم معلمه از دانش آموزاش مي پرسه: آن چيه كه بعضي موقع تا 8 برابر بزرگتر مي شه؟ يكي از دانش آموزها بلند مي شه مي گه من مي دونم ولي روم نمي شه بگم معلمه ميگه بشين بعد يكي ديگه از دانش آموز ها بلند مي شه ميگه من بگم ميگه بگو ميگه: مردمك چشممعلمه ميگه: يك بيست به شما و 3 تا صفر براي دختر قبلي دختره ميگه: چرا ديگه 3تا صفر ميگه: معلمه اوليش براي اينكه بلد نبودي دوميش براي اينكه فكرت منحرف بود سوم براي اينكه توقع شما خيلي زياد بود!! 000000000000000000000000000000000000000 61ـ عكس العمل دخترها به سايز كير: 20 سانتي متري: نه درد ميآيد! 18 سانتي متري: همش نه! 16سانتي متري: عاليه! 14 سانتي متري: خوبه! 12 سانتي متري: بيشتر فشار بده! 10 سانتي متري: توشه؟ 8 سانتي متري: زبون بزني بهتره! 000000000000000000000000000000000000000 62ـ ... ميگند : يك نرم افزارٍ آمده تو بازار كه وقتي مي گيري تو دستت مي شه سخت افزار!!! 63ـ تغاريف بزرگان از دختران! دختر 18 ساله مثل هلو ! دختر 28 ساله مثل شفتالو ! دختر 38 ساله مثل خرمالو ! دختر 48 ساله مثل لولو!! 00000000000000000000000000000000000000 64-يك روز يه معلمه با شاگردش شرط بندي مي گنند !معلمه مي گوييد اگر تو بردي من هر چي مي خواهي برات مي خرم اما !اگر من بردم ! اي شــيـطـون ! اي شيطون ! 00000000000000000000000000000000000 65ـ از تركه مي پرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟ ميگه: يومالله سيزده آبان! 000000000000000000000000000000000000000 66- تركه ساعت سه نصفِ شب زنگ ميزنه صدا و سيما، ميگه: ببخشيد آقا به نظرِ شما الان آقاي خامنهي خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي احتمالاً بايد خواب باشن. تركه ميگه: معذرت ميخوام؛ ولي آقاي رفسنجاني چي، يشون هم خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي احتمال يشون هم خواب باشن. تركه ميگه: ببخشيد ولي آقاي خاتمي چي؟ يارو ميگه: احتمالاً يشون هم خواب هستن، چطوري تركه ميگه: پس دمت گرم حالا يه همه ينا خوابن يه شو هندي بذار حال ينيم! 000000000000000000000000000000000000000 67- از تركه مي پرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ تركه ميگه: يلده چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني! 000000000000000000000000000000000000000 68- به تركه ميگن: بچه كجائي؟ ميگه بچه U.S.A.! ملت هم كف ميكنن ميگن آخه چطور ممكنه؟ تركه ميگه: يلده بچهي يونجهزاره سرسبزِ آذر بايجانم! 69 _تركه داشته جلو دو سه تا دختر افه ميومده، يهو تلنگش در ميره. واسه ينكه ضايع نشه، دستشو ميگذاره بغل دهنش، داد ميزنه: گـــــــوزكـــــــه... گوووووز! 000000000000000000000000000000000000000 70ـ عزرائيل ميره سراغ يه قزويني در حال مرگ بهش ميگه: ميخوام جونت رو بگيرم! وصيتي نداري ؟ قزوينيه ميگه: چرا ببم جان! نوشتم گذاشتم زير فرش، دولا شو ورش دار 00000000000000000000000000000000000000 71ـ اصفهونيا رو از چهار تا چيز ميشه شناخت: 000000000000000000000000000000000000000 72ـ آخرين فتوي مراجع قم صادر شد: احتياط واجب بر اين است كه مسافر در قزوين نماز را بدون ركوع و سجود بخواند 000000000000000000000000000000000000000 74ـ قزوينيه ميميره,پسرش ميبينه وصيت كرده قبرش را شيب دار بسازن!چند وقت بعد قزوينيه مياد به خواب پسرش.پسره ميپرسه:بابا جريان اين قبر شيب دار چيهي قزوينيه ميگه:بالام جان تا بچه ها بيان روش سر بخورن ديگه! 000000000000000000000000000000000000000 75ـ نظرتون در مورد زن چيه از يه عرب و قزويني و رشتي مي پرسن نظرتون در مورد زن چيه : 000000000000000000000000000000000000000 77ـ ژاپنيها به قزوين ميگن: تا تاشي توشه 00000000000000000000000000000000000000078ـ رشتيه تو جنگ تير ميخوره كيرش كنده ميشه، براش يه كير چوبي ميگذارن. شب عروسيش همين كه مياد با عروس خانوم مشغول كار خير شه، يهو كيره ميشكنه. زنه بهش ميگه: كيرت چوبي بودي! رشتيه ميگه: نه چوبش كيري بود! 79ـ قزوينيه بدجوري حشري شده بوده، ميره واميسته سر كوچشون، اولين بچه اي كه داشته رد ميشده رو ميكشه كنار، شروع ميكنه به كار خير. بچه هم شروع ميكنه به گريه و جيغ و داد. قزوينيه با خودش ميگه: بگذار يكم باهاش حرف بزنيم، سرش گرم شه، صداش بخوابه. بر ميگرده به بچهه ميگه: بالام جان شما تو كدوم كوچه ميشينيد؟ بچه همينجور كه داشته گريه ميكرده، ميگه:…اهه! تو همين كوچه…اهه!.. قزوينيه ميگه: بالام جان، پلاك خونتون چنده؟ ميگه: اهه..اهه..پونزده.. قزوينيه ميگه: 15 بالام جان، كدوم طبقهي بچهه ميگه:..اهه.. طبقه سوم. قزوينيه با تعجب ميگه: اصغري بابا تويي؟!! چرا مدرسه نرفتي؟! 000000000000000000000000000000000000000 80ـ يه اراكي يه رو انداخته بودن تو زندون قزوينيا. قزوينيه ميشينه بغلش بهش ميگه چيه داداشي كون بچه شيش ماهه گذاشتي؟ اراكيه با بيحوصلگي ميگه نه بابا تونم حال داري (همون تو هم حال داري خودمونه!) قزوينيه ميگه چرا ناراحت ميشي پس حتما كون بچه ده ساله گذاشتي. اراكيه باز با بيحوصلگي ميگه نه بابا تونم، اين حرفا چيه جرم من اين چيزا نيست. قزوينيه ميگه چه خبره بابا خوب اشكالي نداره حتما كون جوون بيست ساله گذاشتي. باز اراكيه با ناراحتي ميگه نه باب جرم من سياسيه خيالت راحت شد؟ قزوينيه ميگه اي دهنت سرويس پس حتما كون رييس جمهور گذاشتي! 000000000000000000000000000000000000000 81ـ قزوينيه ميره مغازه روبات فروشي، فروشندهه شروع ميكنه به تعريف از روباتا و ميگه: آقا اين روباته آخر كاره، بهترين روباتيه كه تا حالا ساخته شده، ببين اگه اين دكمه روي شكمش رو فشار بدي جاروبرقي ميشه، اگه دستش رو بكشي ماشين لباسشويي ميشه و خلاصه از هر پيچش هزار هنر ميريزه! قزوينيه حسابي حال ميكنه ميگه: بالام جان من همينو ميخوام! خلاصه پولشو ميده و ور ميداره ميبردش خونه. فرداش قروينيه شاكي با ك... پانسمان شده برميگرده ميگه: مادرقحبه! چرا نگفتي اين سوراخ كو... ش چرخ گوشته؟!
45- يك روز يه معلمه از دانش آموزان مي پرسد روي چه چيزي مي شود نشست ؟هر دانش آموز يه چيز مي گوييد :يكي مي گوييد روي ميز ،ديگري مي گوييد روي قالي تا ميرسد به يكي از دانش آموزان و مي گوييد :روي لامپ ! معلمه تعجب مي كنند و مي پرسد چه طوري ممكنه ؟ دانش آموزه مي گوييد من نمي دانم فقط مي دونم كه هر وقت ما مي خوابيم بابا به مامنم مي گوييد:لامپ را خاموش كن و روش بشين !!!!!!!!
- همشون زيرشلواري آبي راه راه دارن
- هر قلوپ نوشابه كه ميخورن به شيشه نگاه ميكنن ببينن تا كجاش رفته
- جلوي در واميستن و به جاي اينكه بگن بفرمايين تو، ميگن حالا چرا نميان تو؟
- بستني ليواني كه ميخورن حتما درش رو ميليسن.
000000000000000000000000000000000000000
73ـ قزوينيه دنبال يه بچه ميكنه، آخر سر تو يه كوچه بن بست گيرش مياره، بهش ميگه: بالام جان! سه تا كار ميتوني بكني: اول اينكه بال در بياري پرواز كني، دوم اينكه آب بشي بري تو زمين، سوم اينكه دستات رو بگذاري رو زمين توكل
به خدا كني!!!
عرب : زن مثل گل مي مونه بايد هر شب بهش آب داد
قزويني : زن مثل سكه مي مونه بايد از هر دو طرفش استفاده كرد
رشتي : زن مثل كتابه خودت كه خوندي بده بقيه هم بخونن!!
0000000000000000000000000000000000000
76ـ تركه و رشتيه تو جهنم هم ديگه رو ميبينن. رشتيه به تركه ميگه: تو چه جوري مردي؟ تركه ميگه: والله من از سرما مردم، تو چه جوري مردي؟ رشتيه ميگه: من از تعجب مردم! تركه ميگه: يعني چي؟ چطوري از تعجب مردي؟! رشتيه ميگه: والله من رفتم خونه، ديدم خانم لخت خوابيده رو تخت، زير تخت رونگاه كردم هيچكي نبود، تو كمد رو نگاه كردم،كسي نبود، تو حموم، تو انباري، تو دستشويي، خلاصه همه جا رو نگاه كردم ولي هيچكي نبود. منم از تعجب سكته كردم مردم! تركه ميگه: خاك بر سرت! تو فريزر رو هم نگاه ميكردي، نه تواز تعجب ميمردي، نه من از سرما!
| Design By : Night Skin |


