تبليغاتX
کلبه عشق

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

کلبه عشق
در غم دوست در این میکده فریاد کشم دادرس نیست که در هجرش داد کشم
قلم بنویس
پنجشنبه چهارم تیر 1388 (18:19)

قلم از بی وفایی ها شکایت میکنم بنویس

 

قلم از این جدایی ها حکایت میکنم بنویس

 

قلم بنویس از این دردی که ناممش هست تنهایی

 

قلم بنویس کاین شبها بود حالم تماشایی

 

قلم بنویس از هجران واز درد فراق یار

 

قلم بنویس درد دل که دارم درد دل بسیار

 

قلم بنویس تا یارم بخواند روزی این خط را

 

که من خو کرده ام با غم نشاید ترک عادت را

 

| نوشته شده توسط میثم
sms
پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 (14:34)

1+1=2 چشمام مال تو 4+2=6دونك حواسم پيش توي 12+12=24 ساعت بهت فكر مي كنم 3+4=7 روز هفته خواب تو مي بينم 50+50=100% دوست دارم.

وقتی استاد پرسید عشق چند بخشه ؟گفتم یک بخشه ولی وقتی عاشق شدم فهمیدم سه بخشه 1.عطش دیدن تو 2.شوق با تو بودن 3.غم بی تو ماندن

هركاه در ميان ستاركان اسمان تك ستاره خاموش ديدي براي يك بار هم كوشه اي از ذهن خود،نه به زبان،بلكه از ته قلب بكو يادت بخير.

. سكوت بهترين تفسيردوست داشتن است مهم دركنارهم بودن نيست بيادهم بودن است

مواظب باش هيچ موقع از رو آتش نپري،آخه ميگن جيگر زود كباب ميشه

زنده ام با نام تو پژمرده ام بی نام تو حاضرم پرپرشوم درمحضر دیدار تو كیست كه غربت رفته رایاد كند،دل غربت زده راشادكند،من نوشتم این سخن ازبهردوست،تابداند این دلم درفكراوست

عشق مثل يك گنجشك ميمونه اگه محكم بگيرش ميميره اگه اروم بگيرش ميپره پس يک طوري بگيرش كه توي دستت بخابه

 آنچه سكوت شب را ميشكند گريه من است وآنچه غرورمرا ميشكند محبت توست به سلطان حقيقت ها فراموشت نخواهم كرد .

توتنها شعله اى هستى كه خاموشت كاش مي شد بوسه بارانت كنم*جان عاشق را به قربانت كنم*اي كه دور از من در قلب مني*با وفا باش كه دنياي مني*

 به ياد آشنايان آشنا باش... به پيوندي كه بستيم باوفا باش... هميشه ياد تو درخاطرم هست... تو هم هرجا كه هستي ياد ما باش... اگه اين SMS رو خوندي يعني دوستم داري، اگه پاك كني يعني عاشقمي، اگه جواب بدي يعني ديوونمي، اگه جواب ندي يعني منو ميخواي.

(حالا ميخواي جه كار كني؟) الهي.من.فداي.تو.نكنه.....خاري.بره.به.باي.تو.من..بميرم.براي.تو عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی دوستت خواهم داشت بی آنکه بگویم درد دل خواهم گفت بی هیچ گمانی گوش خواهم داد بی هیچ سخنی در آغوشت خواهم گریست بی آنکه حس کنی در تو ذوب خواهم شد بی هیچ حراراتی اینگونه شاید احساسم اگه کسی می گه که برای تو می میره دروغ میگه!!!

حقیقت رو کسی میگه که برای تو زندگی می کنه به روي برگ زندگي دو خط زرد ميكشم و چشم عاشق تو را كه گريه كرد ميكشم تو رفتي و بدون تو كسي نگفت با خودش كه من بدون چشم تو چقدر درد ميكشم يه روز عشقت رو دزديدم و براي اينکه جاش مطمئن باشه اون رو تو قلبم قايم کردم اما نمي دونستم که يه روز براي اينکه اون رو پس بگيري قلبم رو مي شکنی

لیمو نخور ترش کنی منو فراموش کنی، هندونه بخور ناز کنی همیشه منو یاد کنی...

 کیست که غربت رفته رایاد کند،دل غربت زده راشادکند،من نوشتم این سخن ازبهردوست،تابداند این دلم درفکراوست گل لاله گل نرگس گل ياس،اينا همه تقديم كسي كه خودش سالار گل هاست.

 دل من پیش تو*عشق من خنده تو*فکر من چهره تو*امید من نگاه تو*جون من فدای تو*

يه نصيحت:مواظب خودت باش. يه خواهش:هيجوقت عوض نشو! يه آرزو:فراموشم نكن! يه راز:خيلي دوستت دارم . يه حقيقت:دلم برات تنك شده!!!

مشترک گرامی! اعتبار دوستی شما رو به اتمام است. لطفا جهت شارژ مجدد یک بوس ارسال نمایید

 امروز رفتم ساعتي برات بخرم هرچه گشتم ساعتي به قشنگي ان ساعتي كه ديدمت پيدا نكردم اگر کسی دوستت داشت، لازم نیست بهت بگه"دوستت دارم".

 اون با گفتن جمله "مواظب خودت باش" ثابت میکنه که دوستت داره.پس مواظب خودت باش.

وزیر اموزش و پرورش اعلام كرد معلمینی که چون شمع می سوزند تا پایان سال 86 گازسوز خواهند شد

یادمه روز معلم در روی تخته سیاه كلاس نوشته بود: معلم مانند شمعی است كه می سوزد و دود میكنه معلم اضیظم عذ اینکه به من خاندن و نوشطن عاموخطی حذار بار اضط ممنونم !

 تو ستاره پردازی ستاره هارا نقش میبندی جلا میدهی و در آسمان زندگی رها میكنی و من ستاره ی كم سوی دست نشانده ی تو ام ای معلم مرا روشن ترین ستاره ی عالم كن

دیروز میگفتم : مشقهایم را خط بزن ... مرا مزن روی تخته خط بكش ... گوشم را مكش مهر را در دلم جاری بكن ... جریمه مكن هر چه تكلیف میخواهی بگیر ... امتحان سخت مگیر اما كنون : مرا بزن ... گوشم را بكش .. جریمه بكن .. امتحان سخت بگیر مرا یك لحظه به دوران خوب مدزرسه باز گردان

 

 

| نوشته شده توسط میثم
تولد دوست
جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 (11:59)

12اردیبهشت تولد تنها دوستمه خودش میدونه دویونه وار دوستش دارم

  متولد می شوی که آسمان پر از ستاره شود؟؟؟؟؟؟؟؟
متولد می شوی که رودها تا همیشه جاری باشند؟؟؟؟؟؟
چه تولد زیبایی............
بی شک متولد می شوی تا مهتاب برای همیشه بدرخشد
آری
تو متولد می شوی تا یک نفر را دوست داشته باشی
اما او تو را دوست نداشته باشد...........چه تولد غمگینی
تو متولد می شوی که یک نفر تو را دوست داشته باشد
اما تو او را دوست نداشته باشی...........باز هم چه تولد غمگینی
با تولد تو جهان برای یک نفر سخت زیبا شدددددددددد
و همان یک نفر سخت دیوانه

پس

ای بهترین بهترین ها و ای دوست دارترین دوست داشتنی ها


هزار و هزاران بار تولد زیبایت مبارک

بار الهی هیچ وقت این عشق را ازمن نگیر خواستی بگیری با جانم هر دورا بگیر

| نوشته شده توسط میثم
عشق یعنی
پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 (14:20)

عشق یعنی مستی و دیوانگی

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده با چشمان تر

عشق یعنی سر به دار آویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی درجهان رسوا شدن

عشق یعنی سست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن با ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

**************

عشق یعنی...!


عشق یعنی انتظار و انتظار

عشق یعنی هرچه بینی عکس یار

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراغش سوختن

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی با پرستو پر زدن

عشق یعنی آب بر آذر زدن

**************

عشق یعنی...!


عشق یعنی ,سوز نی , آه شبان

عشق یعنی معنی رنگین کمان

عشق یعنی شاعری دل سوخته

عشق یعنی آتشی افروخته

عشق یعنی با گلی گفتن سخن

عشق یعنی خون لاله بر چمن

عشق یعنی شعله بر خرمن زدن

عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

عشق یعنی یک تیمم,یک نماز
عشق یعنی عالمی راز و نیاز

**************

عشق یعنی...!

عشق یعنی چون محمد پا به راه

عشق یعنی همچویوسف قعر چاه

عشق یعنی بیستون کندن به دست

عشق یعنی زاهد اما بت پرست

عشق یعنی همچو من دریا شدن

عشق یعنی قطره و دریا شدن

عشق یعنی یک شقایق غرق خون

عشق یعنی درد و محنت در درون

عشق یعنی یک تبلور یک سرود

عشق یعنی یک سلام و یک درود

. عشق یعنی مستی و دیوانگی

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده با چشمان تر

عشق یعنی سر به دار آویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی درجهان رسوا شدن

عشق یعنی سست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن با ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

**************

عشق یعنی...!


عشق یعنی انتظار و انتظار

عشق یعنی هرچه بینی عکس یار

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراغش سوختن

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی با پرستو پر زدن

عشق یعنی آب بر آذر زدن

**************

عشق یعنی...!


عشق یعنی ,سوز نی , آه شبان

عشق یعنی معنی رنگین کمان

عشق یعنی شاعری دل سوخته

عشق یعنی آتشی افروخته

عشق یعنی با گلی گفتن سخن

عشق یعنی خون لاله بر چمن

عشق یعنی شعله بر خرمن زدن

عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

عشق یعنی یک تیمم,یک نماز

عشق یعنی عالمی راز و نیاز

**************

عشق یعنی...!

عشق یعنی چون محمد پا به راه

عشق یعنی همچویوسف قعر چاه

عشق یعنی بیستون کندن به دست

عشق یعنی زاهد اما بت پرست

عشق یعنی همچو من دریا شدن

عشق یعنی قطره و دریا شدن

عشق یعنی یک شقایق غرق خون

عشق یعنی درد و محنت در درون

عشق یعنی یک تبلور یک سرود

عشق یعنی یک سلام و یک درود

 

 

| نوشته شده توسط میثم
عاشقانه
یکشنبه نهم فروردین 1388 (14:10)

میرم برای همیشه:

می رم تا تو آروم شبها چشمات بسته شه

دیوار اتاقت از عکسم خسته شه

می رم تا بارون منو یاد تو نندازه

می رم یه جای تازه

می رم با چشمای خیس و قلبی بی گناه

می رم حتی نمیندازی به من یک نگاه

هر جا می رم اما بازم یادت میفتم

اینو به همه گفتم

کاش می شد تو ببینی اینجا چه تنهام

وقتی تو نباشی به هم می ریزه دنیام

اینجا کسی نیست با چشمای نازو روشن

بی تو چه غریبم من

از هر جا رد می شم می یاد عکست روبروم

سوخته تو آتیش عشقت شهر آرزوم

دارم آروم آروم مرگ و به جون می خرم

دیدی چی اومد سرم

می رم جای من اینجا نیست

عشق تو زیبا نیست

رویا نیست

می رم جایی که دریا نیست

اسم تو رو ماه نیست

غوغا نیست

$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$

از زندگی چه آموخته ایم:

آموخته ام که وقتي عاشقم ، عشق در ظاهرم نيز نمايان مي شود.

آموخته ام که عشق مرکب حرکت است نه مقصد حرکت .

آموخته ام که هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا زماني که عاشقش شويم .

آموخته ام که اين عشق است که زخم ها را شفا ميدهد ، نه زمان .

آموخته ام که تنها کسي مرا شاد ميکند ، که بمن ميگويد « تو مرا شاد کردي »

آموخته ام که گاهي مهربان بودن بسيار مهمتر از درست بودن است .

آموخته ام که مهم بودن خوبست ولي خوب بودن مهمتر است .

آموخته ام که هرگز نبايد به هديه اي که از طرف کودکي داده ميشود « نه » گفت

آموخته ام که هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر به کمکش نيستم ، دعا کنم .

آموخته ام که زندگي جديست ولي ما نياز به «دوستي» داريم که لحظه اي با او از جدي بودن دور باشيم .

اموخته ام که تنها چيزي که يک شخص ميخواهد فقط دستي است براي گرفتن دست او و قلبي براي فهميدنش.

آموخته ام که زير پوست سخت همه افراد کسي وجود دارد که خوشحال شود و دوست داشته باشد.

آموخته ام که خدا همه چيز را در يک روز نيافريد ، پس من چگونه ميتوانم همه چيز را در يک روز بدست آورم .

آموخته ام که چشم پوشي از حقايق آنها را تغيير نمي دهد.

آموخته ام که وقتي با کسي روبرو ميشويم ، انتظار لبخندي از سوي ما دارد.

آموخته ام که لبخند ارزانترين راهي است که ميتوان با آن نگاه را وسعت بخشيد .

آموخته ام که باد با چراغ خاموش کاري ندارد.

آموخته ام که به چيزي که دل ندارد نبايد دل بست .

آموخته ام که خوشبختي جستن آن است نه پيدا کردن آن .

و آموخته ام که قطره درياست ، اگر با درياست .

و آموخته ام که عشق ، مهرباني ، گذشت ، صداقت وبلند نظري خصلت انسانهاي انسان است.

$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$

عشق واقعی

من به غير از تــــو نخواهم ، چه بدانی ، چه ندانی

از درت روی نتــــــــابم ، چه بخوانی ، چه برانی

دل من ميل تـــــــو دارد ، چه بجوئی چه نجوئی

ديده ام جـای تــــو باشد ، چه بـمانی ، چه نـمانی

مـن کـه بيمار تـــــو هستم ، چه بپرسی چه نپرسی

جان به راه تـــــــو سپارم ، چه بدانی ، چه ندانی

ميتوانی به همه عـمر ، دلم را بفريبی

ور بکوشی ز دل من بگريزی ، نتوانی

دل من سوی تــــــو آيد ، بزنی يا بپذيری

بوســــه ات جان بفزايـد ، بدهی يـا بستانی

جانی از بهر تـو دارم ، چه بخواهی چه نخواهی

شعرم آهنگ تــو دارد ، چه بخوانی چه نخوانی

$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$

تو اون فرشته اي که وقتي در فصل بهار قدم ميزني برگ درختان انتظار پاييز را ميکشند تا به جاي پاهايت بوسه بزنند

در عرض يک دقيقه مي شه يک نفر رو خرد کرد... در يک ساعت مي شه يک نفر رو دوست داشت و در يک روز فقط يک روز مي شه عاشق شد ولي يک عمر طول مي کشه تا کسي رو فراموش کرد

هیچ کس از راز دلم آگاه نیست.هیچ کس ازآه دلم به جزقلب تو خبرندارد.من درمسیرقلب توام.چون مسافری و مقصدم افق دورچشمان توست

اگه یه روز خواستی بری حتما خبرم کن قول میدم ازت نخوام بمونی ولی ازت میخوام زود برگردی

يک بار براي ديدن دريا قدم به ساحل گذاشتي... اما امواج دريا هزاران بار براي بوسيدن قدمگاهت تا روي ساحل پیش آمدند. دلم برات تنگ میشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه میزنم.

بازهم کبوتراحساسم بال می گشاید تادرآبی بی کران آسمان قلبت به پروازدرآید.گویا سالهاست که مفهوم پرواز درگنجایش ذهنش نیست.

اي کاش از بدو تولد کور بودم تا که هيچگاه درياي عشق را در چشمان مليح و فريبايت نمي ديدم

سرو اسوه مقاومت و پايداريست من يه سروم چون تو ريشه مني

اگه شب خوابت نبرد به آسمون نگاه کن.ستاره هارو بشمار کم اومد!برو قطرات بارون رو بشار.کم اومد! به عشق من فکر کن چون براي تو هرگز کم نمي ياد

اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه  

دوستت دارم.به وسعت یه کهکشان.ای نام تو مرهم روح و روانم می خوانم از تو و می گویم که به پای تو مانند شمعی آب می شوم تا پایان.

مهرباني را در نگاه منتظر کودکي ديدم که آبنباتش را به دريا انداخت تا اب شيرين شود

پازل دل يكي رو بهم ريختن هنر نيست.هر وقت تونستي با تيكه هاي شكسته ي دل يك نفر يك پازل جديد براش ساختي هنر كردی

درشیرینی بوسه غرق بودیم که ناگهان شوری اشک رابر لبانم احساس کردم وفهمیدم که این بوسه جدایی است.

اگه سلطنت بلد نباشم سلطنت نميکنمٍ اگه زندگی بلد نباشم زندگی نميکم اما اگه دوست داشتن رو بلد نباشم به خاطره تو ياد ميگيرم

$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$

واي، باران؛ باران؛
شيشه پنجره را باران شست.
از دل من اما،
چه کسي نقش تو را خواهد شست؟
من شکو فائي گلهاي اميدم را در روءياهامي بينم،
و ندائي که به من مي گويد:
"گر چه شب تاريک است
دل قوي دار،
سحر نزديک است
از گريبان تو صبح صادق، مي گشايد پر و بال.
تو گل سرخ (نازنين)مني، تو گل ياسمني
تو مثل چشمه نوشين کوهساراني
تو مثل قطره باران نو بهاراني،تو روح باراني
تو چنان شبنم پاک سحري؟
- نه، از آن پاکتري.
تو بهاري؟ نه،-بهاران از توست.
از تو مي گيردوام، هر بهار اينهمه زيبايي را.
گل به گل،سنگ به سنگ اين دشت
يادگاران تواند.
رفته اي اينک و هر سبزه و سنگ
در تمام در و دشت سوکواران تواند.
در دلم آرزوي آمدنت مي ميرد
رفته اي اينک،اما آيا باز بر مي گردي؟
چه تمناي محالي دارم خنده ام مي گيرد!
در ميان من و تو فاصله ها ست.
گاه مي انديشم،
-مي تواني تو به لبخندي اين فاصله را برداري!
تو توانائي بخشش داري.
دستهاي تو توانائي آن را دارد؛
-که مرا، زندگاني بخشد.
وتو چون مصرع شعري زيبا،
سطر برجسته اي از زندگي من هستي.
من در آئينه رخ خود ديدم، و به تو حق دادم.
آه مي بينم،مي بينم
تو به اندازه تنهائي من خوشبختي
من به اندازه زيبائي تو غمگينم
آرزومي کردم،
که تو خواننده شعرم باشي.
-راستي شعر مرا مي خواني؟-
نه،دريغا،هرگز،
باورم نيست که خواننده شعرم باشي.
- کاشکي شعر مرا مي خواندي!-
وقتي تو نيستي، خورشيد تابناک،
شايد دگر درخشش خود را،
و کهکشان پير گردش خود را
از ياد مي برد. و هر گياه،
از رويش نباتي خود، بيگانه مي شود.
افسوس!
آيا چه کسي تو را،
از مهربان شدن با من، مايوس مي کند؟
اي مهربان من،
من دوست دارمت؛
چون سبزه هاي دشت
چون برگ سبز رنگ درختان نارون.
اي قامت بلند مقدس،تنديس جاودان،
اي مرمرسپيد،
اي قامت بلند اي از درخت افرا
گردنفرازتر
از سرو سربلند بسي پاکبازتر
اي آفتاب تابان
از نور آفتاب بسي دلنوازتر
اي پاک تراز برفهاي قله الوند،
تو ،با نوشخند مهر،با واژه محبت،
فرسوده جان محتضرم را ز بند درد
آزاد مي کني.
وبا نوازشت،اين خشکزار خاطره ام را،
آباد مي کني.
اي مرمر بلند سپيد،اي پاکي مجرد پنهان
مهر سکوت را ،زين سنگواره لب سرد ساکتت
-بردار
اي آفريده من،با واژه هاي ناب
در معبد خيالي خود ساختم تو را.
اما،اي آفريده من!
-نه، اي خود تو آفريده مرا،
-اينک،
با من چه مي کني؟؟؟؟؟؟!!!!!!
اي بلند اندام،سياه جامه به تن،دلبر دلير، آن شير
بيا که ديده من
به جستجوي تو گر از دري شده نوميد
گمان مدار که هرگز
-دري دگر زده است
در انتظار اميدم،در انتطار اميد
طلوع پاک فلق را،چه وقت آيا من
به چشم- غو طه ورم در سرشک-
خواهم ديد؟؟؟!!!
تو اي گريخته از من! حصار خلوت تنهايي مرا بشکن
به من بتاب،که سنگ سرد دره ام
که کوچکم،که ذره ام
مرا ز شرم مهر خويش آب کن
مرا به خويش جذب کن،مرا هم آفتاب کن.
دوباره با تو نشستن
- دوباره آزادي؟
مگر به خواب ببينم،
- شبي بدين شادي
اگر تو باز نگردي،به طفل ساده خواهر
که نام خوب تو را
زنام مادر خود بيشتر صدا زده است
چگونه با چه زباني به او توانم گفت:"که بر نمي گردي"
ونام خوب تو در ذهن کودک معصوم
تصوري ست هميشه،
هميشه بي تصوير،هميشه بي تعبير
دوباره با من باش! پناه خاطره ام
اي دو چشم،روشن باش!(فانوس روشن باش)
من ندانم که کيم ،من فقط مي دانم
که تويي،شاه بيت غزل زندگيم

$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$

 

| نوشته شده توسط میثم